مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
بر کویر سفرههای سائلان، باران تویی رحمت بی انـتهـای حـضرت منّان تویی آنکه بوده خاندانش از ازل مسکین، منم آنکه بوده خاندانش از ازل سلطان، تویی جود و احسان تو را نازم که بین خانهات سائلان هستند صاحبخانه و مهمان تویی هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود اولین نامی که هر کس میکند عنوان تویی ظاهرت هرگز ز مسکین بهتر و برتر نبود آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان، تویی پاسخت بر ناسـزای دشـمنت لبـخـند بود خیرخواهِ مهـربانِ خیلِ بدخـواهان تویی شیر مِیدانی که با یک ضربه در جنگ جمل آن شتربان را زمین انداخت از کوهان، تویی صلح تو فرقی ندارد با نبردت در جمل اتحـاد کـامـل آرامـش و طـوفـان تـویـی یک نفر فهـمیده باشد درد زهرا را اگر آن توهستی! آن توهستی! آن توهستی! آن تویی! |